management arbour

سیری در گستره مدیریت

management arbour

سیری در گستره مدیریت

ناهار فقط یک دلار

جانی ساعت 2 از محل کارش بیرون آمد و چون نیم ساعت وقت داشت تا به محل کار دوستش برود، تصمیم گرفت با همان یک دلاری که در جیب داشت ناهار ارزان قیمتی بخورد و راهی شرکت شود.

چند رستوران گرانقیمت را رد کرد تا به رستورانی رسید که روی در آن نوشته شده بود :" ناهار همراه نوشیدنی فقط یک دلار" 

 

                              

ادامه مطلب ...

از دست این ایرونیا

همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.

وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره

کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..

و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد 

    

ادامه مطلب ...

مبدا پیدایش بازاریابی

                      مبدا پیدایش بازاریابی 

 

         

دختر ایرانی در فهرست خلاق ترین های دنیای تکنولوژی

این دختر ایرانی در فهرست خلاق ترین های دنیای تکنولوژیست    

باید روی واژه خلاق در اینجا تأکید کنم. ما خیلی از افرادی را که در این لیست معرفی شده‌اند نمی‌شناسیم ولی کار آنها در دنیای فناوری و زندگی عادی مردم، تأثیرگذار بوده‌اند.

ادامه مطلب ...

در آستانه شب آرزوها

                   

    

 شب عفو است و محتاج دعایم

             زعمق دل دعایی کن برایم

                         اگر امشب به معشوقت رسیدی

                                     خدا را در میان اشک دیدی

                                          کمی هم نزد او یادی ز ما کن

                                                       کمی هم جای ما او را صدا کن

بگو یارب فلانی رو سیاه است

           دو دستش خالی و غرق گناه است

                        بگو یارب تویی دریای جوشان

                             در این شب رحمتت بر وی بجوشان

ادامه مطلب ...

علت جا ماندن از امتحان

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده‌اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است... 

               

ادامه مطلب ...

ببینید چیزی را که دیگران نمی بینند

   

          

 

 

این تفکر که بگوئیم فقط یک راه حل وجود دارد با خلاقیت منافات  

دارد. خلاقیت با جدی بودن منافات دارد.  

 

خلاقیت با شوخی بودن رابطه دارد. در خلاقیت اول حرف می زنیم بعد   

فکر می کنیم. در کلاس های خلاقیت چیزی به نام غلط نداریم. جواب  

 های نو و قدیم داریم. در نوشتار خلاق به بچه های مدرسه می گوئیم  

 نه از باباتون بپرسیم نه از اینترنت. اون چیزی که حرف دلتون است  

 بنویسید.

ادامه مطلب ...

تکنیک‌های متداول حفظ میز و مدیریت

عرفی چند تکنیک از تکنیک‌های متداول حفظ میز و مدیریت مربوطه از شر قهر مقام مافوق و مقامک[؟]‌های مادون: 

               

ادامه مطلب ...

مدیریت وشطرنج

        

                       

سالیان دراز است که از بازی شطرنج به عنوان بهترین بازی فکری یاد می شود. باتوجه به قوانین و حرکت مهره های آن می توان به پیچیدگیهای تازه ای درباره این بازی پی برد. در این مقاله با نگاهی متفاوت سعی شده است درسهایی از علم مدیریت را در آن یافت... درسهایی که در این بازی شیرین درارتباط با علم مدیریت می توان آموخت و آنها را به کار گرفت، عبارتند از:

ادامه مطلب ...

مدیریت به روش پت و مت

تا به حال دقیق و موشکافانه کارتون های پت و مت را نگاه کرده اید؟ دقت کرده اید چه مشخصاتی دارند؟ 

 

                          

ادامه مطلب ...

راز بزرگ رفتار با دیگران

سلام به همه

 داشتم مطلبی رو می خوندم از کتاب آیین کامیابی از دیل کارنگی به یه سری مطالب جالبی برخوردم با خودم گفتم شمارو هم از این کتاب بی نصیب نذارم

راز بزرگ رفتار با دیگران

شخصی  در زمینه تجارت امریکا حقوقی معادل یک میلیون دلاردر سال دریافت می کرد (آن زمانی که هر شخصی  حداکثر پنجاه دلار در هفته حقوق داشت )او کسی نبود به جز "چارلز شواب"اودر سال 1921 توسط اندرو کارنگی به ریاست استیل امریکا منصوب شد در حالی که در ان زمان تنها سی هشت سال داشت  

ادامه مطلب ...

تبدیل تهدید به فرصت

یک باور را وارد شغل اولم کردم که مطمئنا مرا به دردسر می انداخت: همه باید مرا دوست داشته باشند. البته این باور دو اشتباه داشت؛ یک «همه» و دیگری «همیشه». وقتی شروع به فروشندگی کردم، فورا بازخوردی قوی نسبت به باورم دریافت کردم. در آن زمان ، تعجب می کردم که چقدر مردم سعی می کنند از یک فروشنده بیمه دور بمانند. وقتی مرا می دیدند که دارم می آیم، بر می گشتند از راه دیگری می رفتند. این ناراحتم می کرد. غرور من واقعا" جریحه دار می شد.

ادامه مطلب ...