-
سوپ ادیسون
پنجشنبه 30 خردادماه سال 1392 12:11
ادیسون برای استخدام افراد ابتدا آنها را به ناهار دعوت می کرد. هنگامی که سوپ را می آوردند دقت می کرد و افرادی را انتخاب میکرد که پیش از چشیدن سوپ به آن نمک نمی زدند. سپس از انها سوال هایی می پرسید و توانایی های آنها را با دیدی بسیار جدی بررسی می کرد اما افرادی که پیش از چشیدن سوپ به ان نمک میزدند مناسب کار او نبودند...
-
بمب تبلیغات در جهان :پپسی روی کره ماه
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1391 17:53
یکی از دوستان ایمیلی واسم فرستاد که خیلی برام عجیبو خارج از جعبه بود.گفتم بذارم اینجا دیگر دوستان هم استفاده کنن لوگوی پپسی را شامگاه 5 ژوئن در آسمان خاورمیانه روی کره ی ماه مشاهده نمایید !... بمب تبلیغات در جهان : به گزارش نیو نیوز بالاخره پس از مدتها شرکت پپسی توانست طرح تبلیغاتی خود برای تاباندن لوگوی پپسی بر روی...
-
دانشجو!؟!؟
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1391 03:14
یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخر یک وعده غذای سلف 1.بیفستراناگوف با سس کچاپ با نوشیدنی خنک 2.چلو لاستیک به همراه افزودنی های غیر مجاز کارت دانشجویی 1.کارت شناسایی و هویت دانشجو 2.تنها استفاده از این کارت گرفتن فیلم از...
-
جزیره یک دلاری
شنبه 13 اسفندماه سال 1390 22:14
یکی بود یکی نبود. یک کشور کوچکی بود. این کشور یک جزیره کوچک بود. کل پول موجود در این جزیره 2 دلار بود؛ 2 سکه 1 دلاری که بین مردم در جریان بود. جمعیت این کشور 3 نفر بود. تام مالک زمین جزیره بود. جان و ژاک هر کدام یک سکه 1 دلاری داشتند. - جان زمین را از تام به قیمت 1 دلار خرید. حالا تام و ژاک هر کدام 1 دلار داشتند و جان...
-
همیشه هست...
چهارشنبه 10 اسفندماه سال 1390 01:20
همیشه هست... همیشه یک ذره حقیقت پشت هر " فقط یه شوخی بود "، یک کم کنجکاوی پشت " همینطوری پرسیدم "، قدری احساسات پشت " به من چه اصلا " ، مقداری خرد پشت " چه میدونم " و اندکی درد پشت " اشکال نداره " هست...
-
میآموزی و میآموزی...
شنبه 6 اسفندماه سال 1390 03:20
میآموزی و میآموزی کمکم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت. ا ... ینکه عشق تکیهکردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر. و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند و هدیهها، عهد و پیمان معنی نمیدهند. و شکستهایت را خواهی پذیرفت سرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای باز با ظرافتی زنانه و نه...
-
سکوت...
پنجشنبه 10 شهریورماه سال 1390 03:49
-
نامه ای به خدا
یکشنبه 6 شهریورماه سال 1390 16:58
خدای من ، بی نهایت ازت ممنونم امروز ۱۳۹۰/۶/۶خیلی خوشحالم دیروز خبر قبولیمو واسه کنکور کارشناسی دیدم وای رتبه ۱۴۵ خدایا خیلی دوست دارم
-
بابک بختیاری موسس آیس پک
سهشنبه 25 مردادماه سال 1390 16:59
زندگینامه بابک بختیاری موسس فروشگاه های زنجیره ای آیس پک گفتوگو با بابک بختیاری کارآفرین برتر بخش خدمات نام شرکت: آیسپک ایرانیان موضوع کسبوکار: تهیه بستنی آیسپک و فرانشایز محصولات در سال 1357 در تهران به دنیا آمدم. پدرم شغل آزاد دارد و مادرم خانهدار است. از دوران نوجوانی علاقه زیادی به کسب درآمد فراوان داشتم به...
-
گوشی تلفن همراه یا سوشی
سهشنبه 25 مردادماه سال 1390 16:39
یک شرکت ژاپنی گوشی های تلفن همراه را با غذای سنتی این کشور “سوشی” و میوه تزئین کرده است. این ابتکار با استقبال گسترده مردم در بازار فروش موبایل روبرو شده است .
-
خدا با ما نشسته چای مینوشه..
جمعه 10 تیرماه سال 1390 14:22
من این روزا یه حال دیگه ای دارم.. .همیشه هیچ وقت این طور نبودم ... همیشه نیمه خالی رو میدیدم .. به فکر نیمه های پر نبودم.. همیشه فکر میکردم زمین پسته.. خدا رو سوی قبله میشه پیدا کرد .. همین دیروز سمت این هوالی بود. یکی در زد خدا رفت درواکرد ........... من این روزا یه حال دیگه ای دارم. جهان من لباس تازه میپوشه.. منو تو...
-
دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت.
پنجشنبه 9 تیرماه سال 1390 13:19
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود: «دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.» در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند...
-
خرگوش و کلاغ
پنجشنبه 2 تیرماه سال 1390 19:08
روزی در جنگلی کلاغی در تمامی طول روز بر روی شاخه درختی نشسته بود و هیچ کاری انجام نمی داد. خرگوش کوچکی او را دید و از او پرسید: "آیا من هم می توانم مانند تو تمام روز را در گوشه ای بنشینم و هیچ کاری انجام ندهم؟". کلاغ پاسخ داد: "البته، چرا نه". خرگوش هم زیر همان درخت نشست و استراحت خود را آغاز کرد....
-
درسی از خارپشتها
پنجشنبه 2 تیرماه سال 1390 17:21
زمستان بسیار سختی بود. آن قدر سرد بود که برخی از حیوانات جنگل یخ زده بودند. برخی حیوانات که گروهی زندگی می کردند دور هم جمع شده بودند زیرا با این روش می توانستند بهتر خود را گرم کنند و خود را از مرگ حتمی نجات دهند. خارپشت ها هم خواستند از این روش استفاده کنند اما با خارهایشان یکدیگر را زخمی می کردند. باید تصمیم می...
-
خدای من شغل پسرم...
پنجشنبه 2 تیرماه سال 1390 16:49
کشیشى یک پسر نوجوان داشت و کمکم وقتش رسیده بود که فکرى در مورد شغل آیندهاش بکند . پسر هم مثل تقریباً بقیه همسن و سالانش واقعاً نمیدانست که چه چیزى از زندگى میخواهد و ظاهراً خیلى هم این موضوع برایش اهمیت نداشت. یک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصمیم گرفت آزمایشى براى او ترتیب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چیز...
-
گربه در معبد
پنجشنبه 2 تیرماه سال 1390 16:45
متن حکایت در معبدی گربه ای وجود داشت که هنگام مراقبه ی راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد. بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد. این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد. سال ها بعد استاد بزرگ در گذشت. گربه هم مرد. راهبان آن معبد...
-
راه سود اوری
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1390 18:18
-نزدیک بودن و صمیمی بودن با مشتری (تامین نیاز و تماس با مشتری) "مشتری بیرونی سازمان و مشتری داخلی سازمان یعنی پرسنل سازمان" ٢- واکنش سریع در برابر مسائل ٣- داشتن کانون توجه و اهداف بسیار روشن تجاری منبع: ریچارد ال . دَفت،ترجمه دکتر علی پارساییان و دکتر سید محمد اعرابی،١٣٨٨،تئوری و طراحی سازمان،انتشارات دفتر...
-
شغل هر کس
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1390 18:14
باشنیدن شغل هر کس می گیم ... کارمند بانک: می تونی یه وام واسه ما جور کنی؟ مهندس کامپیوتر: من کامپیوترم ویروسی شده میتونی ویندوزم رو عوض کنی؟ پزشک عمومی: میتونی برای چهارشنبه که بچهام نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟ دندونپزشک: بیا این دندون عقل من رونگاه کن ببین سیاه شده باید بکشمش یا پرش کنم؟ تعمیرکار ماشین: این ماشین...
-
این بود زندگی
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1390 18:08
میزی برای کار کاری برای تخت تختی برای خواب خوابی برای جان جانی برای مرگ مرگی برای یاد یادی برای سنگ این بود زندگی.. .. حسین پناهی
-
نامه خصوصی ماندلا برای ما
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1390 18:04
پرسیدم: چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز . شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید مهم این نیست که قشنگ باشی ،...
-
بازدید از یک بیمارستان روانى
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1390 17:59
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان پزشک پرسیدم شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند . من گفتم: آهان! فهمیدم آدم عادى باید...
-
روز پدر مبارک
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1390 19:51
پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است، بدان که برای من بهترینی . پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . . .
-
رئیس را آماده کن
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1390 18:54
یکی از کارمندان فروش شرکتی موظف می شود محصول جدید شرکت را به یکی از مشتریان مهم و تأثیرگذار بفروشد اما در مأموریت خود شکست می خورد. او به منشی شرکت پیامکی می فرستد تا خبر را به صورت غیرمستقیم به اطلاع رئیس برساند. در پیامک نوشته شده بود: «فروش محصول با شکست مواجه شد، رئیس را آماده کن.» چند لحظه بعد، کارمند فروش از...
-
دانشجو در کشورهای مختلف
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1390 18:51
دانشجو در کشورهای مختلف مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند! هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی( ACTION ) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز...
-
ناهار فقط یک دلار
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1390 18:43
جانی ساعت 2 از محل کارش بیرون آمد و چون نیم ساعت وقت داشت تا به محل کار دوستش برود، تصمیم گرفت با همان یک دلاری که در جیب داشت ناهار ارزان قیمتی بخورد و راهی شرکت شود. چند رستوران گرانقیمت را رد کرد تا به رستورانی رسید که روی در آن نوشته شده بود :" ناهار همراه نوشیدنی فقط یک دلار" جانی معطل نکرد و داخل...
-
از دست این ایرونیا
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1390 18:27
همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای...
-
مبدا پیدایش بازاریابی
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1390 18:23
مبدا پیدایش بازاریابی
-
دختر ایرانی در فهرست خلاق ترین های دنیای تکنولوژی
سهشنبه 24 خردادماه سال 1390 01:18
این دختر ایرانی در فهرست خلاق ترین های دنیای تکنولوژیست باید روی واژه خلاق در اینجا تأکید کنم. ما خیلی از افرادی را که در این لیست معرفی شدهاند نمیشناسیم ولی کار آنها در دنیای فناوری و زندگی عادی مردم، تأثیرگذار بودهاند. مثلا ما «واداح خانفار» شبکه الجزیره را که نقشی مهمی در پوشش خبری تظاهرات مردم مصر علیه...
-
در آستانه شب آرزوها
پنجشنبه 19 خردادماه سال 1390 20:30
شب عفو است و محتاج دعایم زعمق دل دعایی کن برایم اگر امشب به معشوقت رسیدی خدا را در میان اشک دیدی کمی هم نزد او یادی ز ما کن کمی هم جای ما او را صدا کن بگو یارب فلانی رو سیاه است دو دستش خالی و غرق گناه است بگو یارب تویی دریای جوشان در این شب رحمتت بر وی بجوشان بدان که شب جمعه اول ماه رجب را لیله الرغائب مىگویند «لیله...
-
علت جا ماندن از امتحان
پنجشنبه 19 خردادماه سال 1390 01:55
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کردهاند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است... بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا...