management arbour

سیری در گستره مدیریت

management arbour

سیری در گستره مدیریت

در آستانه شب آرزوها

                   

    

 شب عفو است و محتاج دعایم

             زعمق دل دعایی کن برایم

                         اگر امشب به معشوقت رسیدی

                                     خدا را در میان اشک دیدی

                                          کمی هم نزد او یادی ز ما کن

                                                       کمی هم جای ما او را صدا کن

بگو یارب فلانی رو سیاه است

           دو دستش خالی و غرق گناه است

                        بگو یارب تویی دریای جوشان

                             در این شب رحمتت بر وی بجوشان

ادامه مطلب ...

علت جا ماندن از امتحان

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده‌اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است... 

               

ادامه مطلب ...

ببینید چیزی را که دیگران نمی بینند

   

          

 

 

این تفکر که بگوئیم فقط یک راه حل وجود دارد با خلاقیت منافات  

دارد. خلاقیت با جدی بودن منافات دارد.  

 

خلاقیت با شوخی بودن رابطه دارد. در خلاقیت اول حرف می زنیم بعد   

فکر می کنیم. در کلاس های خلاقیت چیزی به نام غلط نداریم. جواب  

 های نو و قدیم داریم. در نوشتار خلاق به بچه های مدرسه می گوئیم  

 نه از باباتون بپرسیم نه از اینترنت. اون چیزی که حرف دلتون است  

 بنویسید.

ادامه مطلب ...

تکنیک‌های متداول حفظ میز و مدیریت

عرفی چند تکنیک از تکنیک‌های متداول حفظ میز و مدیریت مربوطه از شر قهر مقام مافوق و مقامک[؟]‌های مادون: 

               

ادامه مطلب ...

مدیریت وشطرنج

        

                       

سالیان دراز است که از بازی شطرنج به عنوان بهترین بازی فکری یاد می شود. باتوجه به قوانین و حرکت مهره های آن می توان به پیچیدگیهای تازه ای درباره این بازی پی برد. در این مقاله با نگاهی متفاوت سعی شده است درسهایی از علم مدیریت را در آن یافت... درسهایی که در این بازی شیرین درارتباط با علم مدیریت می توان آموخت و آنها را به کار گرفت، عبارتند از:

ادامه مطلب ...

مدیریت به روش پت و مت

تا به حال دقیق و موشکافانه کارتون های پت و مت را نگاه کرده اید؟ دقت کرده اید چه مشخصاتی دارند؟ 

 

                          

ادامه مطلب ...

راز بزرگ رفتار با دیگران

سلام به همه

 داشتم مطلبی رو می خوندم از کتاب آیین کامیابی از دیل کارنگی به یه سری مطالب جالبی برخوردم با خودم گفتم شمارو هم از این کتاب بی نصیب نذارم

راز بزرگ رفتار با دیگران

شخصی  در زمینه تجارت امریکا حقوقی معادل یک میلیون دلاردر سال دریافت می کرد (آن زمانی که هر شخصی  حداکثر پنجاه دلار در هفته حقوق داشت )او کسی نبود به جز "چارلز شواب"اودر سال 1921 توسط اندرو کارنگی به ریاست استیل امریکا منصوب شد در حالی که در ان زمان تنها سی هشت سال داشت  

ادامه مطلب ...

تبدیل تهدید به فرصت

یک باور را وارد شغل اولم کردم که مطمئنا مرا به دردسر می انداخت: همه باید مرا دوست داشته باشند. البته این باور دو اشتباه داشت؛ یک «همه» و دیگری «همیشه». وقتی شروع به فروشندگی کردم، فورا بازخوردی قوی نسبت به باورم دریافت کردم. در آن زمان ، تعجب می کردم که چقدر مردم سعی می کنند از یک فروشنده بیمه دور بمانند. وقتی مرا می دیدند که دارم می آیم، بر می گشتند از راه دیگری می رفتند. این ناراحتم می کرد. غرور من واقعا" جریحه دار می شد.

ادامه مطلب ...

چگونه یک مدیر نمونه شوید

به کارمندان خود رحم نکنید. کاری کنید که نامتان را در کتاب های تاریخ بنویسند. آنقدر سنگدلی به خرج دهید تا هیتلر، آتیلا و چنگیز در مقابل شما، آدم های مهربان و رئوفی به حساب آیند...    

 

                                  

ادامه مطلب ...

به این میگن تبلیغات

یه سری عکس از بیلبوردای مختلف براتون گذاشتم .جالبه توصیه میکنم حتما ببینید 

ادامه مطلب ...

موفقیت و شکست

در سال 1984 در ونکور کانادا عده ای از معلمان مدرسه، رستوران معمولی را که ورشکست شده بود خریداری کردند. این رستوران در زیرزمینی در کنار یک دانشگاه دانشگاه بزرگ واقع شده بود. این معلمان پول کافی نداشتند تا رستوران را تعمیر و بازسازی کنند. آنها با تمیز کردن محل، و حداقل امکانات، رستوران را راه اندازی کردند. در کنار این رستوران، رستورانهای بزرگ و معروفی وجود داشتند که رقابت با آنان کار آسانی نبود این رستوران تنها در یک صورت می توانست به موفقیت دست یابد و آنهم ...

ادامه مطلب ...

زندگی همان سلف سرویس است

امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر، هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفته بود برای صرف غذا به رستورانی رفت. او که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود. اما هر چه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمت ها کوچکترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت. از همه بدتر اینکه...

ادامه مطلب ...